ز احوالات خیر رسانی

۸ اردیبهشت ۱۳۹۴

ارباب رجوع می‌رفت دستشویی ما خوبان! از اونجای که ما نباید خیرمون به کسی برسه حتی در حد پیشاب تصمیم بر این شد که کلید در دستشویی رو عوض کنند. کلید رو عوض کردند و کلید چون از روی یک در دیگه باز شده بود در دور اول قفل نمیشه و باید دو بار بچرخونیش. اینطوریه که ما موقع ورود به دستشویی دو دور کلید رو می چرخونیم  در باز بشه بعد میریم تو کلید رو میگذاریم تو قفل در دو دورم اینجا می چرخونیم.
باور کنید این پروژه انقدر زمان بر و حساس هست که گاهی احساس می‌کنیم داریم قفل گاوصندوق بانک مرکزی رو باز می‌کنیم، دو تا به چپ سه تا به راست یه بار بکش جلو یه بار بده عقب …. بدتر از اون اینه که یکی مثل من که یک موقع های یک تیک وسواسی ریز داره بعد از درگیری با کلید احساس الودگی بهش دست میده و مجبوره دوباره بره دستش رو بشوره. یکبار داخل شسته یک بار خارج! کلا تمام این مراحل باعث شده از دستشویی رفتن ناراحت بشم و ترجیح بدم تدابیری اتخاذ کنم! که کمتر نیاز به اون محیط پیدا کنم.
دیدی یه موقع های یک چیزهای رو توی جامعه جا به جا میکنن که احساس میکنی طرفی که این قانون رو گذاشته هیچ وقت اون شرایط رو لمس نکرده!! مال ما هم همینه اینایی که بانی عوض کردن قفل بودن هیچ وقت بی جا تنگشون نگرفته (:

حالا اصلا خیرتون هم نمیرسه نرسه!! چرا دیگه دستشویی رفتن ما رو تبدیل به حل معما کردید!!! یه مرحله رو رد کنیم بریم مرحله بعد تا برسیم به غولش! حالااگر بین مراحل نسوزیم!

۹ نظر

(لازم)
لازم است. اما دیده نخواهد شد

تماس با گیلاس خانومی

    ایمیل گیلاسی

    تماس با گیلاس خانمی

کتاب های گیلاسی

    کتابهای گیلاسی

خوراک گیلاسی!

    فید

دوستان گیلاسی

 

بایگانی

آمار بازدید