شف گیلاسی

۲۸ تیر ۱۳۹۴

سلام علیکم

عیدتون مبارک. احتمالا الان همه مسافرتید. من مسافرت نیستم ولی مسافرها رو دوست دارم 😐

میخواستم به خاطر عید مطلبی بنویسم که لبخند به لبتون بیاد.

قضیه اینه که من علاقه زیادی به اشپزی دارم. غذاهام هم معمولا خوب میشه. چون اشپزی رو دوست دارم. اما در کنار اشپزی علاقه زیادی به دسر و کیک درست کردن دارم. همه این حس ها هم در من اینطوریه که باید دلم بخواد. یعنی دلم نمیخواد نمیکنم. ولی وقتی دلم بخواد همون لحظه خواسته و چون موجی در حال عبوره مجبورم همون لحظه بپرم روش وگرنه رد شده رفته و استعدادهای بیکران من نهفته مونده.

ماجرای این پست از اونجای شروع میشه که یه هفته پیش شاید تاریخ دقیق یادم نیس من همونطور که نشسته بودم یهوی دلم خواست شیرینی درست کنم. خیلی هم دلم خواست یعنی احساس کردم اگر کاری نکنم از بین میرم. برا همین گوشی مبایل رو برداشتم و سرچ کردم شیرینی. همینطوری صفحه بالا و پایین میکردم چشمم خورد به تارت گیلاس. گفتم نه بابا این  سخته بعد وسوسه شدم موادش رو یه نگاهی بکنم. بعد رفتم سراغ مواد لازم دیدم عه! چه موادش دم دسته! یه مشت گیلاس دو قاشق شکر یه لیوان شیر یه قاشق چای خوری آرد!!! مگه میشه؟ مگه داریم!!! خلاصه دیدیم الکی الکی با همین مواد ساده میشه تارت درست کرد. از این روی بلند شدیم و بسان اهو جستیم توی اشپزخونه. مواد لازم رو جمع کردیم و از روی رسپی جلوی دست مواد رو با هم قاتی کردیم!!! فقط تو رسپی زده بود یه قاشق شکر قهوه ای که به جاش سفید زدیم و بعد چون بادوم نداشتیم بادوم هندی زدیم و عصاره بادوم رو هم کلا بی خیال شدیم!!!

خلاصه مواد اینطوری بود که یه لیوان شیر رو تو سه تا تخم مرغ و سه چهار قاشق ارد هم بزنیم و بریزیم رو گیلاس و بادوم!

هر آدم عاقلی بود وقتی این رسپی رو میدید به یه چیزی شک میکرد اما من!!! نع!!! همه چی در دنیای من میشه و ممکنه!!! عقلم میگفت دخترم یک لیوان شیر و دو قاشق آرد رسما دوغ آبه و جمع نمیشه ولی قلبم میگفت میشه ایمان بیار!!

خلاصه ما مواد رو با سلام و صلوات ریختیم تو کیک پز. بعد نشستیم زل زدیم به کیک پزه!!! ده دقیقه بعد بلند شدیم در کیک پز رو برداشتیم و تا دربلند شد تارتم گفت….پییییسسسسس و بادش خوابید 😐 بعد مامان گفت درش رو برندار بچه. پفش میخوابه!!! خوب مگه تارت بدون پف تارت نیست!! چه اشکالی داره اصلا!

در رو برگدوندم سرجاش و ده دقیقه دیگه صبر کردم و بعد ده دقیقه دوباره در رو برداشتم تا اون دو مثقال پفی که باقی مونده بود هم خالی بشه!! ما اصلا تارت پف دار دوست نداریم! میدونی! تارته ظاهر خیلی خوبی داشت! یه مشت گیلاس کج و کوله چسبیده بود اینور و اونور کیک پز. یکمی وسط خمیر بود یکمی دورا سوخته بود. بعد چنگال برداشتم زدم تو تارتی که قطرش به خاطر برداشتن درهای مکرر من نیم بند انگشت بود دیدم نمچسبه. کیک پز رو از برق کشیدم و امدم کیک رو بردارم دیدم تخم مرغ زیاد تو شیر بوده چسبیده به ته ظرف. روش اونوقت خمیر بود. جالبتر این بود که گیلاسها پخته بود اب انداخته بود تو خمیرا. خمیره میخواست بپزه هم با این اب پس دادن گیلاسها رسما نمدار تر میشد تا خشک.

فکر کردم اگه فقط از بالا حرارت ببینه خوب میشه. اقا بیست دقیقه دیگه گذاشتیم از رو بهش حرارت بخوره. تو این ۲۰ دقیقه فقط گیلاسها کمپوت شده بودن.  خمیره تکون نخورده بود. یه وضع اسفناکی بود. بعد رفتم سراغ رسپی و از اونجای که من همیشه پاراگراف اخر هیچ مطلبی رو نمیخونم گفتم بزا اینو بخونم شاید رمزی رازی فوتی چیزی گفت درست شد.

دیدم تهش نوشته ممکنه گیلاسها نپزه!

قیافه من 😐

قیافه رسپی (:

قیافه گیلاسها |:

قیافه اون ابلهی که این رسپی رو گذاشته تو اینترنت &*)(

خیلی ها وقتی تو اوج باشن اشپزی رو میگذارن کنار. من این کار رو نکردم و تو اوجم باز اوج گرفتم. اوج اشپزی من پختن تارت تو کیک پز بدون ارد بود 😐 اما بعد اون باز هم اوج گرفتم و چون عاشق پیدا کردن رسپی های دم دستی هستم که زحمت نخواد! مدیونید فکر کنید از تنبلیه! و از اونجای که بدم میاد تو این مواد لازم هی چیزهای عجیب و غریب میخوان! ( شیری که بلند باشه به سه زبان حرف بزنه اونم تخمیرزده نیم پیمانه ….  آردی که گفتار درمانی رفته باشه یک پیمانه …. شکر سرخ بدون قند حرارت دیده ۲۲۳ گرم! شربت درخت قل قل که تایپ هم بلد باشه سه قطره….. موز دودی دو تا … بعد نگاه میکنی میبینی اونی که نداری و پیدا هم نمیکنی یه کار مهم تو کیکت میکنه. چه میدونم پفش واسه اونه. نمیگذاره خمیر بشه و فلان و فلان…

خلاصه همه اینا رو در نظر بگیرید تا ببینید چرا من رسپی با مواد دم دستی رو دوست دارم.  (بابا یه موجه یه لجظه میاد میره. من اگه راه بیفتم دنبال موادعجیب و غریب دیگه از خیر کیکه میافتم! ) از همین رو وقتی دیدم تو یه رسپی نوشته چیزکیک بدون نیاز به فر خیلی خوشحال شدم. اصلا همین فره رفت کنار حالم خوب شد. بعد موادش خیلی خوب و دم دستی. تنها مساله من این بود که نوشته بود شیر غلیظ شده که من نمیدونستم چیه. یکمی سرچ کردم و از دوستام پرسیدم گفت شیرین عسل جایگزینه. منم خوشحال خوشحال رفتم بیسکویت خریدم و امدم کوبیدم و یکمی فشار فشورش دادم مثلا این اون بیسکویت ته چیز کیکه. مواد خود چیز کیکم هم ریا نباشه نیم کیلو پنیر خامه ای بود که یا یه قوطی شیرین عسل باید میریختی تو همزن برقی. یکمی ابلیمو و پوست رنده شده لیمو و تمام!

بیسکویت اماده بود ما هم مواد پنیر رو اماده کردیم. یه کمی هم اب لیمو و پوست رنده شده لیمو میخواست. ما یکمی زیادی پوست رنده کرده بودیم یعنی غلطی کرده بودیم. این نوشته بود یک و نیم قاشق چای خوری پوست رنده شده لیمو. ما سه قاشق رنده کرده بودیم و بعد یک و نیمش رو برداشتیم باقیش رو میخواستیم بریزیم دور. تو حالت عادی این پوسته دور ریخته میشد. اصلا چیزی نبود اسراف بشه من نمیدونم مادر من چرا احساس کرد حیفه و تا روم اونور بود. زرت باقی پوست لیمو رو ریخت تو مواد پنیر. بعدم گفت هیچی نمیشه خوشمزه میشه. 😐 ما هم این پنیر بعد همینطوری ششششووووورررررر ( دقیقا این صدای اون پنیره بود) ریختیم رو کیک یعنی در این حد شل بود. یه لحظه این مغزه گفت این آیا سفت هم میشه؟ بعد قلبه گفت اره عزیزم! چرا نشه!!! سه ساعته قراره تو یخچال بمونه. حتما سفت میشه.

خلاصه جونم براتون بگه بعد سه ساعت خوچحال خوچحال چای ریختیم که با چیزکیک بخوریم. یعنی اگر این سفت شده بود من هم شده بودم! روح ارواح و اجداد من هم شده بود! جد و اباد من و اونی که رسیپ رو گذاشته بود هم شده بود 😐

یعنی چیز کیک در حدی بود که با ملاقه جمعش کردیم ریختیم تو ظرف. عکس در اینستاگرام هست تشریف ببرید ببینید. حالا کاش فقط قیافه بود. مزه …. وای مادرجان مزه اش!!! میخوای مزه رو حس کنی برو یکمی شیرعسل بردار توش پوست لیمو بریز. بعدش بخور. اولش مزه شیرنی عسله تهش مزه تلخ پوست لیمو . خعلی هم خوب بود یعنی. من فقط اشک تو چشمم جمع شد که برادرم چطوری خورد و هیچی نگفت.

من که لب نزدم و هی غر زدم. بعد گفتم بریزیم دور. مادر گفت نه من درستش میکنم. بعد رفت بیسکویت پتی بور اورد این چیزکیک خوب من رو هم زد به عنوان کرم گذاشت لای دو تا بیسکویت. هر کی هم میاد خونه براش میاره ازش بخورن و تازه میگه خوششون میاد.  عکس اینا هم تو اینستام هست. دیگه فامیل مدنظر داشته باشن یه مدتی اینورا نیان انشاله به زودی تموم میشه.

خلاصه این دو تا مطلب رو گفتم که رزومه من بود برای پذیرش سفارشات شما. فقطم سفارش کیک برا عروسی میپذیرم . فک نکنید من از اون دم دستی ها باشم نههههه داداش سنگین بیا برام ….. (: (با صدای جناب* خان بخونید)در تمام مطلب هر جا من نوشتم رسیپ شما بخون رسپی

 

 

۳۰ نظر

(لازم)
لازم است. اما دیده نخواهد شد

تماس با گیلاس خانومی

    ایمیل گیلاسی

    تماس با گیلاس خانمی

کتاب های گیلاسی

    کتابهای گیلاسی

خوراک گیلاسی!

    فید

دوستان گیلاسی

 

بایگانی

آمار بازدید